یک سال بازم گذشت و چند مرده حلاجیم؟
خوب،بد یا متوسط یا شایدم عالی یا مزخرف
نگا که می کنم میبینم، خوب خیلی بد نبوده اما آش دهن سوزم نبوده یه چند تایی مسافرت رفتم خوب بود. دوربین خریدم اما می خواستم ماشین بخرم که نشد. یه شغل دارم که ازش خوشم نمی یاد اما قانعم و بهتر از هیچیه، خدا رو شکر همکارام بد نیستن یه دوست تازه پیدا کردم.
برای چند نفر کار درست کردم جاهایی که خوب بوده. به یه عالمه آدم پول قرض دادم و سعی کردم همش دعاکنم که خدا پدر و مادرم رو برام نیگه داره
می تونست خیلی بهتر باشه اما ....
آدم به امید زندس
ولی بالاخره خریدمش می خواستم آنالوگ بخرم اما تکنولوژی زورش بیشتر بود
برای خودم کادو خریدم
گاهی وقتا انقدر کار می کنم و به خودم اهمیت نمی دم که یادم میره این همه کار واسه چیه هی می گم این و میخرم اون و می خرم اما نمی خرم ۲ سال می خوام چکمه یا پوتین بخرم اما خب نمی خرم نکه پولش نباشه هست گاهی وقت نیست گاهی دل نیست گاهی حوصله البته بعضی وقتام زیادی گرونه ۲۹۰ تومن و این شد که من گفتم حالا که داری حال میدی برو دوربین بخر
و خریدم
خودمون و دوست داشته باشیم
تولد
در حاشیه مرگ هرچند که اگه تودی نباشه مرگی هم نیست.
تولد خوبی داشتم امسال شلوغ و پر از هدیه های جور واجور
من عاشق جورابم و جوراب داشت توش این یعنی هورا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یه پسر عمه دارم یه ذره زیر بالشم کادو گذاشته بود چه حالی داد روش نوشته بود اینم آخرین کادوت حالش و ببر

قطعا برای هممون پیش اومده که یه صدایی می شنویم ولی هیچ کس نیست منم چند وقته صدایی می شنوم اما کسی نیست این صدا از اتاقم میاد اوایلش شبیه توهم بود اما بعدش خوشم اومد یه شب که خسته بودم حدودای ساعت ۱۰ بود یه صدایی اومد هی می گفت بیا عزیزم بیا اما من نرفتم بعدش بلند تر گفت و با عصبانیت بیا بیا ساعت شد حدود ۱۱.۳۰ و من داشتم سعی می کردم برم بخوابم لباس خواب که پوشیدم صدا می گفت چه خوب شد داری میای من رفتم تو جام صدا از بالش بود تصور کن بهم می گفت بخواب بخواب نرم و گرم بخواب خیلی من و لوس کرد خلاصه که برام لالایی خوند و من خوابیدم
صبح شد ساعت زنگ زد دیدم اصلا نمی شه کوکش کردم واسه ۵ دقیقه بعد بهدش و بعدش تا بالاخره پاشدم ساعت چند ۹.۱۵ بود من باید ۸.۳۰ اداره می بودم اما بالشم من و گول زده بود اما همه میدونیم چه گول خوردن شیرینی و به من حق میدید
برق نصف شب میره چون ما نمی خواهیم بفهمیم گاز کم فشاره بنزین سهمیه بندی گرونی کارا پیش نمی ره چون ما نمی فهمیم شایدم مثل کپک سرمون و کردیم زیر برف بیکاری داره خودش رو خفه می کنه و بیکاری ام الفساد و ما کمک می کنیم به عراقی که ۸ سال جونا رو به کشتن داد به نیتاشون کار ندادم اما هنوز هر از گاهی تکه از پلاکی میاد تا بگه اونا مردن و ما بهشون کمک می کنیم به بانیان این همه ظلم گاز از ایران میره به هند و ترکیه پاکستان و هزار جای دیگه و تو اخبارشون می گن که فشار کم شده و ما باید صرفه جویی کنیم برای بقیه نه برای هم وطن خودمون عصبانی ام کشور به حالت نیمه تعطیل در میاد و یورو گرون میشه و وای به حال همه اون بدبختایی که با خارج از ایران یه کاری دارن حتی به اندازه لحظه ای قدرت پیش بینی بعد رو نداریم پس به چی زنده ایم ؟
محرم امسال سردتر و بی روح تر از هر سال اومد و رفت غافل از اینکه گاهی همون بودنش بهتر از نبودنش
وزیر اطلاعات می گفت این موج سرما شاید ۱۰۰ سال پیش اومده و تا صد سال دیگه شاید نیاد پس دلیلی نداره که هزینه کنیم واسه ۱سال
هر سال و هر سال ما داریم هی آسفالت می کنیم چون نفت داریم هر چند قیر نداریم و الی آخر اما اینجا می تونیم هی هزینه گزاف بدیم اما نمی تونیم اساسی درستش کنیم ژآپن آسفالت می کنه با ضمانت مثلا ۲۰۰ سال و نفت نداره
تو اتوبان قزوین تو سرما ۸۰ نفر مردن اما به هیجا بر نخورد و مساجد خالی بود توی خیابونا یه عالمه آدم بی سرپناه بود و ادای مسلمونی و شیعه بودن و بهشت برین هممون و خواب کرده
تو اخبار رادیو می گفت ۲تا از دست نوشته های یکی از نویسندگان فرانسوی از شهرداری زادگاهش ربوده شده و اینجا سر ستون تخت جمشید و گنده ترش رو می برن ما هم به هیجامون بر نمی خوره بس که سخاوتمند و مهمون نوازیم
من عصبانیم